على اصغر حلبى
101
تاريخ علم كلام در ايران و جهان
محلّى در عراق ، نزديك كوفه ) مىگويند . از مشهورترين فرقههاى خوارج : ازارقه ، اباضيّه ، صفريّه ، عجارده ، نجدات و ثعالبه را مىتوان نام برد كه هر يك از آنها فروعى نيز داشتهاند . شديدترين كسانى را كه ميان آنها در ارتباط با حضرت على ( ع ) ياد كردهاند ، اشعث بن قيس الكندى و مسعر بن فدكىّ تميمى طائى بودند كه وقتى على فرمود : بجنگيد و قرآنها را فرو اندازيد كه به حيله بر نيزه نصب كردهاند ، اشعث و مسعر گفتند : « القوم يدعوننا الى كتاب اللّه و انت تدعونا الى السيف » - اين قوم ما را به كتاب خدا فرا مىخوانند و تو ما را مىگويى كه بر روى آنها شمشير بكشيم ؟ « 1 » برخى از خوارج چنان متعصّب بودند كه مىگفتند سورهء يوسف ، از سورههاى قرآنى نيست زيرا آن قصّه يك داستان عشقى است و جاى آن نبايد در قرآن باشد . همينطور به شدّت با تقيه « 2 » مخالفت مىكردند ، و اهل تقيّه را گذشته از كافرى به منافقى نيز متّهم مىساختند « 3 » امّا ظاهرا گذشت زمان و قتل و نهب و فشارهاى اجتماعى وارد بر آنها برخى از آنها را واداشت كه تقيّه را بپذيرند ، و بدان عمل بكنند از جمله نجدات و اباضيّه . « 4 » امروزه بقاياى خوارج در آفريقاى شمالى ، زير نام « اباضيّه » زندگانى مىكنند . گروهى نيز در عمان و زنگبار بسر مىبرند . شيوهء زندگانى آنها بسيار تعديل شده و هر چند خارج از اصول مذاهب اربعه زندگانى مىكنند ، چندان اختلاف عمده با آنها ندارند . در الجزاير نيز ، بيشتر ، زندگانى بستهيى دارند ، و از جمله ازدواج با خارج از فرقهء خود را جايز نمىشمارند ، هر چند استثناءاتى نيز به چشم مىخورد . بىترديد امروزه مهمترين اهمّيّت آنها در تأثيرى نهفته است كه بر روى مذهب وهّابيّه داشتهاند . همان فرقهيى كه حاليّه در عربستان سعودى فرمانروايى دارند . هر چند كه جنبههاى افراطى عقايد بويژه آن قسمتها كه با معتزله در آن اشتراك دارند ، حذف شده است . حضرت على ( ع ) در نهج البلاغه چند بار از آنان و تعصّب و خشونت نابخردانهء
--> ( 1 ) . شهرستانى ، الملل و النحل ، 114 ، سيّد محمد كيلانى « و اشدّ هم خروجا عليه [ اى على على ( ع ) ] و مروقا من الدّين : الأشعث بن قيس الكندى ، و مسعر بن فدكىّ التميمى الطائى . . . حين قالوا : القوم يدعوننا الى كتاب اللّه و انت تدعونا الى السيف ؟ ! » ( 2 ) . التقيّة : كتمان العقيده لاتقاء النفس ( - Dissimulation ) . ( 3 ) . عمر ابو النّصر ، الخوارج فى الاسلام ، 82 - 181 ، بيروت ، 1949 . ( 4 ) . همانجا ، 191 .